تبليغاتX
خط خطی های یک تصویر گر - 1


خط خطی های یک تصویر گر





















 

 

سالها پیش دل من که به عشق ایمان داشت

تا که آن نغمه ی جان بخش تو از دور شنید

اندر این مزرعه ی آفت زده ی شوم حیات

شاخه ی امیدی بر خواست

چشم بر راه تو بودم که تو کی می آیی

 بر سر شاخه ی سر سبز امید دل من

که تو کی می خوانی ....

 

این آخرین چیزی بود که بهم گفت ...

دوستی از دیروز ها ی من ....

 

پ .ن : بعد از این می خوام با اسم خودم توی این بلوگ بنویسم ...

بارونک نقابی بود تا خودم رو از خودم پنهان کنم ....

نوشته های جدید شاید تصویر تازه ای از من به شما نشون بده ....

تصویری بد ... خوب ...

قبلا معذرت می خوام از همه ی کسایی که من رو جوره دیگه ای شناختن ....

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 2 توسط ساناز| |


Design By : Night Skin