تبليغاتX
خط خطی های یک تصویر گر


خط خطی های یک تصویر گر





















 

 

کمی از خودم بگم ....

کمی ....

همین قدر کم که گفتم کافی است ....

هه ...

کمی می گفتم  از خودم شاید اگر چشمانی دزد نمیدید کمی از من را  .....

 

****

 

 

می ترسم تازگی ها ...

بشنو ...

تازگی ها کمی از زندگی ترسانم ....

کمی ....

 

***

 

 

من نیستم ...

من نیستم این دخترک زرد چهره ی لاغر ....

من نیستم این جسم لرزان یخ زده ...

نیستم من این بی رویایه بی تصویر ....

آیینه ....

نیستم این منه بی آرزو .....

نیستم من ...

نیستم ....

خطی خطی ها ...................................

 

***

 

تا اناری ترکی بر میداشت ....

دست فواره ی خواهش می شد .....

 

***

 

 

 

 

***

 

فردا چه هدیه ای این دنیا به من خواهد داد .... ؟

هه

امروز من ....

بیا گذر کنیم ..

بیا رقصان چیزی بدزدیم و خندان فرار کنیم ....

بیا ....

رفته ای ...

خیالی نیست ...

من خوبم ....

 

***

 

دروغ گفتن ....

د    ر     و    غ   .....................................................

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 20 توسط ساناز| |


Design By : Night Skin