تبليغاتX
خط خطی های یک تصویر گر


خط خطی های یک تصویر گر





















 

 

آخ فقط خدا میدونه ....

یعنی خدا میدونه ؟

آخ دارم خفه میشم ....

دستم و کی میگیره ....

خدا میگیره ...

کی میگیره ؟

یه روز بعد از ظهر ساعت هفت ...

خستم ...

نه خسته نیستم ....

داغونم اصلا ....

من کی بیام تو منو بخور ؟

هه ...

بزن بغل تا بیام حالیت کنم ....

اصلا میدونی چیه ؟

نمیدونم اصلا چیه ...

شب روز شب روز   شب روز شب روز شب روز

و دیگر هیچ ...

دلم دوست داره روی همه ی این زندگی به زیبایی یه شاهکار هنری بالا بیاره ...

من عقده ایم اصلا ...

من کمبودم دارم تازه ...

هه ...

من چیزمم خله ....

به تو چه ؟

شب کریسمس ...

گذشت همه ی گذشته ها ....

من زدم به سیم آخر ...

ورود به من ممنوع !

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 20 توسط ساناز| |

 

 

     تو دیگه چی میگی دنیا ؟

     ......

 

 

 

 

     

 

نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 16 توسط ساناز| |

 

 

چقدر خوبه درست اونوقتی که اصلا حواست به این دنیا نیست

یکی زنگ بزنه یا اس ام اس بده ....

یکی که تو خیلی دل تنگشی اما به خودت قول دادی فراموشش کنی ....

یکی که بگه من دلم برات تنگ شده بود یا دلم هوات و کرده بود یا بگه میایی ببینمت ؟

کارت دارم

یا هر حرف دیگه ای ....

 

 

نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 9 توسط ساناز| |


Design By : Night Skin