تبليغاتX
خط خطی های یک تصویر گر


خط خطی های یک تصویر گر





















 

 

یکی بود

یکی نبود ...

 

هه

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 16 توسط ساناز| |

 

 

چقدر بگم از رفتن بارون ...

***

 

خودم نیستم ...

همین ...

 

***

 

 

چه بگويم؟

 سخني نيست.

مي وزد از سر اميد،

 نسيمي؛ ...

 

***

 

کجاهایی ...

یواشکی دل تنگتم ...

 

***

 

نمی دونم چرا دوست دارم فکر کنم

این  تو هستی ...

حتی اگه نباشی ...

این بازی مال منه ...

فکر می کنم

تو هستی ...

 

هه ...

 

بارون و دوست دارم هنوز

مثل همیشه ها ...

اما پیر ...

اما خسته ...

با یه نگاه خاکستری ...

شبا کنار پنجره انتظار می کشمش ...

انتظار...

 

***

 

من و ببخش که خودم نیستم ..

برای تو

می خندم ...

برای تو

سپیدم ...

اما خاکستری وصله به روحم ...

ماهی ...

 

***

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 0 توسط ساناز| |


Design By : Night Skin