تبليغاتX
خط خطی های یک تصویر گر


خط خطی های یک تصویر گر





















 

 

 

به سراغ من اگر می آیی !!

نیایی بهتره ...

هه ..

***

هست شب، يك شب دم كرده و خاك

رنگ رخ باخته است .

باد - نو باوه ي ابر - از بر كوه

سوي من تاخته است .

 

هست شب، همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا

هم ازين روست نمي بيند اگر گمشده يي راهش را .

با تنش گرم،بيابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ -

به دل سوخته من ماند .

به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب ،

هست شب . آري شب

 

***

 

نه دل تنگ نیستم ...

این یه حس اشتباهه ..

 

یه دروغ بزرگه

یه دروغ که داره برای خودم نوشته می شه ...

فکرم خرابه

سیاه ..

بارون نمیاد ؟

بیاد ..

نیاد ..

به حال تو چه فرقی می کنه ...

حرف نزن !!

هیچی نگو ..

 

***

 

دیدی وقتی سر تو می کنی توی آب و

چشمات و می بندی..

زمزمه ی گنگ آب وجودت و پر می کنه ..

چه حالی ..

چه روحی ...

 

****

 

دوست دارم مثل قدیما روز از پی روز  از در خونه بیرون نرم و

...

بقیش

به تو

بی ربطه ..

هه ..

 

***

 

قاصدک ...

دوست داشتم این شعر و هم

مثل خیلی از شعر های دیگه ...

که ..

 

***

 

میای بریم گردو بدزدیم ؟

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 15 توسط ساناز| |

 

 

اوففف ....

چقدر دلم فریاد می خواد ...

پر بزن پرنده ...

دور شو ...

دور شو از این خاک غریب ...

***

دلم باز هم ...

و باز هم بیشتر از همه ی باز هم های روز های گذشته ...

برای گذشته ها تنگ شده ...

***

دور شو ...

ای غم از سینه ..

که لطف یار می آید ...

تو هم ای دل

ز من گم شو ..

که آن دلدار می آید ...

***

کاش پیدا بشم ...

من گم شدم ...

کاش پیدا بشم ...

***

بیام بخورمت ؟

کی بیام بخورمت ؟

کی می خوری من و ؟

خوردمت ...

کی ؟

میووو ..

اوهوووم ...

هه ..

***

تو هم ای دل ...

 

 

چه خبر ؟

 

نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 17 توسط ساناز| |

 

صبح امروز چقدر قشنگ شروع شد ...

میلاد ماهی من ...

...

داره به انتظار سپری میشه ..

بقیه ی ثانیه های باقی مونده از امروز ...

هه ..

دوست داشتیم امروز پیش هم باشیم ..

هه ..

 

***

hehe ?

 

 

دلم اندازه ی همه ی دنیا گرفت ...

 

نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 15 توسط ساناز| |


Design By : Night Skin