خط خطی های یک تصویر گر
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره نداره .... دل کوچولوم دوباره عاشق شده بود چه کوتاه بود چقدر عمیق بود دو روز گذشت از شروع تا پایانش ... ای دل دیگه بال و پر نداری داری پیر میشی و خبر نداری چشمام و می بندم و توی خودم زمزمه میکنم اتفاقی نیفتاده همه چیز مثل گذشته آروم بی صدا سر جای خودشه .... با یه نفس عمیق فراموشش می کنم ... یادم تو را فراموش ... فردا یه روز دیگس ... اوهووووم درخت توت یادگار تمام روزای کودکیم من و ترک کرد ... مثل خیلی چیز های خوب دیگه حالا بارونک احساس روی صورتم نشسته دیگه نمی رم پشت پنجره دیگه توتی نیست که با شاخه های پیرش نوازشم کنه ... دیگه .... تنها بودم تنها تر شدم بارون که میزنه قطره های بارون دل تنگ لبهای تب کرده ی توت میشن ... تن باد بهاری تو شهوت آغوش توت ذوب میشه ... منم دل تنگم دل تنگ تنگ مثل ماهی توی تنگ اصلا دلم از خیلی روزا با کسی نیست ... آن هنگام که عطر بهار نارنج .... امشب که می آیی با خود سبدی از بهار نارنج بیار تا که گلدان تنهایی دلم بی همدرد نباشد بهار نارنج رنگ عطر نفسهایت و حکایت دنباله دار دل های کوچک ما بود پ . ن : نمی دونم چرا عید امسال و دوست دارم زیاد ... چقدر لذت های بی دلیل خوشمزس ...

| Design By : Night Skin |


