خط خطی های یک تصویر گر
ديروز... و اما امروزباز باران بي ترانه... باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه... مي خورد بر مرد تنها... مي چکد بر فرش خانه... باز مي آيد صداي چک چک غم... باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده... نمي دانم.. .نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟... نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که آن کودک.. .که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد... کجاي ذلتش زيباست !!! پ. ن خسته ام خیلی ... بی خیال تا حالا شده بد جنس بشی ؟ بخوای هر چی دق دلی داری سر یه بی گناه بی آزار خالی کنی ؟
یه دوستی دارم که خیلی دوسم داره .. اما خوب چون دوسم داره من دوسش نمی تونم داشته باشم ...
بگذریم ...
گاهی یه
محض یه حال و احوال پرسی ساده ...
دیروز بد جنس شدم
یه یک شب تورا ز مستی تشبیه به ماه کردم لامپ 100 هم نبودی من اشتباه کردم ...
هاها هم تو دلم خندیدم ... گفتم آخیش ( با منظور فرستادمش ) سر یکی حرصم و خالی کردم ...
اون روز گذشت ...
شب شد من زود خوابیدم ...
ساعت 4 صبح بیدار شدم و بی خواب یه نگاه به گوشیم انداختم دیدم یه قضیه ی دیروزم کلا یادم رفته بود ...
SMS از طرف همون دوستم بود ..
* * * /--/ * /--/ * * /--/ * شب شده نردبون گذاشتم بری سر جات بخوابی ماه من ... قربان تو .. !
من خیلی از خودم بدم میاد الان خودم و شبیه یه دیو می بینم با 2 تا شاخ آخه این بدجنسی چی بود ...
من الان باید چی کار کنم خب
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه
| Design By : Night Skin |


