|
دیگه تموم شد .... راحتت کردم ... ببخش که انقدر آزارت دادم .... ببخش که رفتم که نتونستم ... من برای همیشه همون موجود ضعیف و ترسو باقی می مونم ... فکر خواستن چیزی از تو ... من نمی تونستم ازتو چیزی رو بخوام که رسیدن بهش نابودت کنه ... تو انقدر خوبی که باید تو رو همون جوری که هستی با همه ی اون چیز هایی که داری عاشق بود باید توری عاشق بود ... چقدر درد توی سینم بزرگه ... انقدر بزرگ که تمام حجم تنم از درد توی خودش جمع شده ... چقدر خوبه بدون ترس جلوی همه بلند بلند گریه می کنم .... چقدر خوبه که کسی علت دردم و نمی دونه .... چقدر دلم برات تنگ شده ... چقدر بهت نیاز دارم .. چقدر دلم آغوش گرمت و می خواد ... چقدر دلم نیاز داره به بوسیدنت ... خداحافظ عزیزم ... خداحافظ با اشک با درد با بیچارگی ... من موندم و تمام روز های باقی مونده .. بدون تو تنهای تنها ...
هنوز هم که هنوز است
بهانه های من قصه ی نا آشنایی نیست ... نمی دونم میون تنهایی هاتون رو به آسمون فریاد کشیدین ؟ تو چشمای خدا خیره شدین و با همه ی وجود آرزوی داشتن نیمه ی دیگه ی وجودتون و به زبون آوردین ؟ و خدا با همه سخاوت وبخشندگیش به خیال این که تو دیگه آماده ی داشتن و نگه داری از اصلی ترین و حیاتی ترین تکه ی روحت هستی اون رو بهت می بخشه ... حالا شما مالک تمام روحتون هستین ... تکه ی بزرگ و اصلی از یه روح کامل که توی وجود یه آدم دیگه قرار داده شده ... و خدا اون وبه دست شما سپرد .. حالا خیالت راحته .. حالا بی خیالی .. حالا ... انقدر خوشی که به راحتی روحت و به آتیش میکشی و هیچ سوزشی احساس نمی کنی ... امروز ماهی و درون خودم کشتم .. خودم رو شاید درون ماهی کشتم ... آخه من و ماهی ما بودیم .. آخه ... گریه نکن .. این بغض این گریه به چه دردی می خوره ؟؟ به راحتیه نفس کشیدن ماهیم و از دست دادم اون و برای تمام روز های باقی مونده ی عمرم از دست دادم ...
|
About![]()
دلم تنگ شده
Home
|